- تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 0:31
ولی واقعا من همیشه اینجوری بودم که وقتی یکی ناراحتم میکرد به جای تلافی کردن یا گله کردن، خودمو براش کمرنگتر میکردم.یعنی چی؟یعنی اینکه هر بار میشکستم درصد کمتری از من درگیرِ اون آدم میشد. مثلا بعضیا دیگه اصلا منو ندارن ولی خودشون نمیدونن... Adblock test (Why?)
کاکتوس - تاریخ: 1400/1/15 ساعت: 8:21
یه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم، اوایل بهش میرسیدم، قشنگ بود و جون دار، کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره، خیلی قوی بود، صبور بود، اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد... منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبودبه خیال اینکه خیلی قویه و
..خودم - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:18
اصلا به این فکر نکن که دیگران برای تو چه فکری می کنندحتی برایت مهم نباشد چطور و چگونه قضاوت می شوی ،کاری که دوست داری و می دانی درست است را بکن و مسیرِ خودت را برو ،بگذار دیگران هم یاد بگیرند به جای ا
پیرمرد - تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 3:18
پیرمرد نشست كنار سفره و گفت: آخه زن یه حرف رو چند بار باید بهت زد كه حالیت بشه! مگه هزار بار بهت نگفتم من ماكارونی دوست ندارم؟باید مثل دفعه قبلی بشقاب رو پرت كنم گوشه ی اتاق تا شیر فهم بشی؟ دفعه های ق
نشناختم - تاریخ: 1398/3/16 ساعت: 15:50
بعد از گذشت نزدیک نه سال امروز نشناختمش شاید جدایی نزدیک باشد شاید هوا و هوس برداشتش نه اینجوری نبود اینجوری کردنش شاید من اشتباه میکنم ولی اشتباه نیست نه سال کنارش بودم باید یاد بگیرم یاد بگیرم محکم
فراموشی - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 22:22
من در عشقهمانند پیرمردی هستمکه به آلزایمر دچار است! عشق من..دستم را که رها کنیحواست که از من پرت شودگم میشوم، محو میشوم و بعد از آن، توهیچجا و هیچجا و هیچجااز من اثری نخواهی یافت..
شیفتگی - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 22:22
شیفتگی آن است که چشمان زنی را دوست بداریدبی آنکه رنگ آن را به یاد آورید!
قصه عشق - تاریخ: 1397/12/5 ساعت: 22:22
سسر بر شانهی خدا بگذار تا قصهی عشق را چنان زیبا بخواندکه نه از دوزخ بترسیو نه از بهشت به رقص درآییقصهی عشق، انسان بودن ماستاگر کسی احساست را نفهمید مهم نیستسرت را بالا بگیر و لبخند بزنفهمیدن احساس کار هر آدمی نیست!